محمد مهريار

474

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

سگستان ( سجستان تازى ) داده‌اند . اين قوم در اطراف ايران پراكنده شده و از نام مشهور خود كه به امكنهء مورد سكونت خود فراوان داده‌اند اين معنى به خوبى مستفاد مىشود . مثلا در واژهء سكان و سكوآباد و بسيارى نامهاى ديگر واژهء « سك » آسان به چشم مىخورد . در اطراف ايران نامهاى بسيار با اين واژه هست مثل سقز ( كردستان ) ، سقزك ( سيرجان ) ، سقزچى ( اردبيل ) ، سقزلو ( مهاباد ) و غيره . « 1 » در واژهء سقز بايد توجه داشت كه در تعريب و حسب المعول حرف « گاف » فارسى به « قاف » تبديل شده است و سقز كردستان همان سگزى اصفهان است به‌اضافهء « ياى » نسبت . در تقطيع اين واژه دو جزء « سگ » و « زى » ديده مىشود . جزء اول همان نام « سكايى » است و جزء دوم از ريشهء « زيستن » و هردو باهم به معناى محل زيستگاه سكاييان است . در پايان اين نكته را بايد به ياد داشته باشيم كه تمام نامهاى امكنه كه با دو حرف « سگ » و « زى » مىآيد هرچند به صورتهاى گوناگون و مشابه و نامشابه تلفظ شود همه از همين واژهء « سگ » به معناى « سگايى » و « زى » به معناى « زيستن » است . سمبولى Somboli نام ديهى است كوچك در دهستان برزآوند از شهرستان اردستان . خود ديهى كوچك و حقير است ، ولى نامى سخت به هم پيچيده و دلنشين دارد . دربارهء جغرافياى تاريخى و خصوصيات ديگر ناحيه رجوع كنيد به اردستان و برزآوند كه در اين هردو به تفصيل در اين مواضيع توضيح داده شده است . اين ديه كوچك در سال 1345 فقط 6 نفر جمعيت داشته است « 2 » و چون جمعيت ناحيت به حكم كم‌آبى روزافزون قناتها رو به تحليل و تقليل است به مظنهء اقرب به يقين جمعيت حاضر اين ديه نيز از آنچه گذشت كمتر است ، ولى نام آن همچنين براى ما پيچيده و سنگين باقى مىماند تا به صورتى آن را به شكل يك مسألهء صرفى و نحوى و اشتقاقى حل كنيم . واژه‌شناسى : در تقطيع اين واژه به دو جزء « سمب » و « اولى » برمىخوريم . « سمب » همان واژه‌اى است كه همان است كه ما امروز « سم » مىگوييم . در حقيقت آنچه ما امروز

--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 314 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 2 .